تبليغاتX
دلتنـــگی های ماه پیشـــونــــی






















دلتنـــگی های ماه پیشـــونــــی

 

من از تکرار ساعتها ...


از این بیهوده بــــــــودنها ...


از این بیتــــاب ماندنها ...



از این تردیــدها ...


نیرنگ ها ...


شکـــــ ها ...


خیـــانت ها ...



از این رنگین کمان ســــــرد آدمها ...



من از این مـــــــــرگ باورها و رویاها ...



پـــــریـــــشــــانـــــم ...



http://morgheeshgh.persiangig.com/image/549533_387604971270461_256093827754910_1277044_714360920_n.jpg


نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت 20:2 توسط ماه پیشونی| |

اینجا جای من نیست


بر روی این زمین غریب ام


این آسمان سقف خانه من نیست!!


نباید به اینجا می آمدم


اینجا تبعیدگاه من است


چه گناهی مرا به این غربت دور رانده است؟


http://morgheeshgh.persiangig.com/image/405362_165648973535063_156075217825772_194877_497873651_n.jpg


خدا ؟؟؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت 19:30 توسط ماه پیشونی| |

میـــترسم از اینـــکه

روزی ..

یک جایی ..

مـن وتـو

خیلــی دور از هـم ,

 در آغوش یک غـریبه

بی قــرار هـم باشیـم ..


p5l0ccwposl3ja0uyyt والپیپیر و عکس های غمگین عاشقانه


نوشته شده در سه شنبه 16 اسفند1390ساعت 22:44 توسط ماه پیشونی| |

تلخ شده ام فرهــــــاد !
تیشه ات را بگذار و برایم چای شیرین بریز...


کوه را رها کن
کندنِ کوه درمانِ دلِ بی قرار نیست
تیشه ات را بگذار و خودت بیــــا!

نوشته شده در پنجشنبه 8 دی1390ساعت 13:37 توسط ماه پیشونی| |

تـلـخ مـی نـوشـم . . .



تـلـخ مـی نـویـسـم . . .



در آسـتـانه فـصـل سـرد ، در آسـتـانه پـائـیـز دلـتـنـگ



کـه مـهـتــاب ، نـشـسـتـه بـر مـوهـایـم



و کـودک بـازیـگـوش زمــان



خـط کـشـیـده بـر پـیـشـانـی ام



ubl1xlapgwro9ipv4m02.jpg


نوشته شده در جمعه 13 آبان1390ساعت 12:12 توسط ماه پیشونی| |

من

ایمـــا و اشـاره

نمی دانــم !

 
بایــد

تمــام قــد

روبــرویــم

بایستــی

و بگویــی:


"دوســـتــــــــتــــــ دارم !"

 

 

خیلی دوستت میدارم عزییییییزم

 
نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 0:2 توسط ماه پیشونی| |

بزن بارون ، بزن بـــــــارون


دلم تنگه ، دلـــــم تـــــنگه


ببار آروم که درد مــــن


چه پر رنگــــه ، چه دل سنگــــه


http://morgheeshgh.persiangig.com/tumblr_lkh4djcbG11qbgczs.jpg


نوشته شده در شنبه 29 مرداد1390ساعت 2:27 توسط ماه پیشونی| |

بگذار هر چه از دست می رود برود !

آنچه را می خواهم که به التماس نیالوده باشد


هر چه باشد ، باشــــد ...


حتی زندگی!
http://morgheeshgh.persiangig.com/sad_girl.jpg

نوشته شده در سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 22:41 توسط ماه پیشونی| |

 
آنقدر زمین خورده ام که بدانم

برای برخاستن

نه دستی از برون

که همتی از درون

لازم است

حالا اما...

نمی خواهم برخیزم

در سیاهی این شب بی ماه

می خواهم اندکی بیاسایم

فردا

فردا

برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم چرا

زمین خورده ام...
     
    گریه میکنم
     
    بخاطر هیچی و همه چی
     
    سخته وقتی ندونی اشتباهت کجا بوده که اینجوری سرزنش میشی ...
     
     
    نوشته شده در جمعه 14 مرداد1390ساعت 3:4 توسط ماه پیشونی| |

     

    کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم؟
    پشت کدوم سد سکوت ، پر میکشی چکاوکم؟


    چرا به من شک میکنی ؟ من که منم برای تو
    لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو



    دست کدوم غزل بدم،  نبض دل عاشقمو
    پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو؟



    گریه نمیکنم نرو، آه نمیکشم بشین ،حرف نمیرنم بمون ،بغض نمیکنم ببین



    سفر نکن خورشیدکم ... ترک نکن منو... نرو!
    نبودنت مرگ منه ، راهی این سفر نشو



    نذار که عشق منو تو اینجا به آخر برسه
    بری توو  مرگ من از رفتن تو سر برسه



    گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم بشین حرف نمیرنم بمون بغض  نمیکنم ببین


    نوازشم کن و ببین عشق میریزه از صدام
    صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام


    اگر چه من به چشم تو کم ام ، قدیمی ام ، گم ام
    آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطم ام


     

    گریه نمیکنم نرو، آه نمیکشم بشین، حرف نمیرنم بمون ، بغض نمیکنم ببین


    عاشقانه.عشقولانه.عشق.رویایی

     

    این شعر فقط با صدای داریوش قشنگه...

    نوشته شده در سه شنبه 14 تیر1390ساعت 14:29 توسط ماه پیشونی| |

    دردهای من
    جامه نیستند
    تا ز تن در آورم
    چامه و چکامه نیستند
    تا به رشته‌ی سخن درآورم
    نعره نیستند
    تا ز نای جان بر آورم

    دردهای من نگفتنی
    دردهای من نهفتنی است

    دردهای من
    گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
    درد مردم زمانه است
    مردمی که چین پوستینشان
    مردمی که رنگ روی آستینشان
    مردمی که نام‌هایشان
    جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
    درد می‌کند

    من ولی تمام استخوان بودنم
    لحظه‌های ساده‌ی سرودنم
    درد می‌کند

    انحنای روح من
    شانه‌های خسته‌ی غرور من
    تکیه‌گاه بی‌پناهی دلم شکسته است
    کتف گریه‌های بی‌بهانه‌ام
    بازوان حس شاعرانه‌ام
    زخم خورده است

    دردهای پوستی کجا؟
    درد دوستی کجا؟

    این سماجت عجیب
    پافشاری شگفت دردهاست
    دردهای آشنا
    دردهای بومی غریب
    دردهای خانگی
    دردهای کهنه‌ی لجوج

    اولین قلم
    حرف حرف درد را
    در دلم نوشته است
    دست سرنوشت
    خون درد را
    با گلم سرشته است
    پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟

    درد
    رنگ و بوی غنچه‌ی دل است
    پس چگونه من
    رنگ و بوی غنچه را ز برگ‌های تو به توی آن جدا کنم؟

    دفتر مرا
    دست درد می‌زند ورق
    شعر تازه‌ی مرا
    درد گفته است
    درد هم شنفته است
    پس در این میانه من
    از چه حرف می‌زنم؟

    درد، حرف نیست
    درد، نام دیگر من است
    من چگونه خویش را صدا کنم؟ 

     

     

    +شعر زیبای درد قیصر امین پور، تقدیم به عـلی عزیزم!

     

    نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر1390ساعت 3:48 توسط ماه پیشونی| |

     
    من هر روز
     

    خودم را تكرار مي كنم
     

    در دايره اي كه
     

    شعاعش
     

    از حجم قلب يک كبوتر هم
     

    كوچكتر است...
     
     
     
     
    نوشته شده در شنبه 21 خرداد1390ساعت 4:34 توسط ماه پیشونی| |

    هنـوز دلخــوشـی ذهــن خستــه ام ایـن اسـت :


    کــه در خیـــــال خـــــــــودم بـــی خیــــــــال مـــن نشــــــدی ...


    http://night-gallery.ir/images/gallery/Exis-aks%20asheghaneh-89514.jpg


    + دوســ ــت داشتنت خــــوبـــه...خـــ ـــیلی دوست دارم !


    نوشته شده در پنجشنبه 22 اردیبهشت1390ساعت 20:18 توسط ماه پیشونی| |

    شبیه کسی شده ام


    که پشت دود سیگارش


    با خود می گوید :


    باید ترک کنم !


    سیگار را ،


    خانه را ،


    زندگی را ،


    و باز پُــکــی دیگر می زند ...


    http://lh5.ggpht.com/fereshteh1974/SPorIvEEjgI/AAAAAAAAA1Q/OgOZTOHYbHQ/040708_2%5B3%5D.jpg


    نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 16:19 توسط ماه پیشونی| |

    یک جایی می رسد


    که آدم دست به خودکشی می زند

    نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند

    نه !!!

    قید احساسش را می زند...


    نوشته شده در شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 12:50 توسط ماه پیشونی| |

    من پری کوچک غمگینی را می شناسم


    که در اقیــانــــوسی مسکن دارد


    و دلش را در نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام...


    پری کوچک غمگینی که


    شب از یک بوسه می میرد 


    و سحرگاه


    از یک بوسه به


    دنیا خواهد آمد !!!


    b0n81itzfkt8hrumb59.jpg


    نوشته شده در سه شنبه 30 فروردین1390ساعت 12:34 توسط ماه پیشونی| |

    خــــدایا 


    تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم 


    یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده !!!


    http://morgheeshgh.persiangig.com/Photo-Skin_ir-Girl22.jpg

    نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1390ساعت 0:39 توسط ماه پیشونی| |

    دل خوش میکنی به گذراندن  امروز


    غافل از اینکه فـردا ادامه ی اِمروز است


    با همین بی حوصلگی ها...


    کـلافگی ها...

    دلـتَـنگی ها...


    دلـتَـنــــگـــــــی هـــــا !!!
    نوشته شده در شنبه 20 فروردین1390ساعت 18:57 توسط ماه پیشونی| |

    خدایا..!

    حسی به من می گوید...

    وقتی تو ما را امتحان می کنی... 

    پس حواست به ما هست...

    پس مواظبمان هستی...

    یعنی ولمان نکرده ای...

    همه ی این ها یعنی...

    ما برایت مهم هستیم...

    و این خیلی ارزش دارد...

    خیلی...

     

     

    + وقتی اون خبر رو شنیدم باورم نشد.از خوشحالی هم میخندیدم و هم اشک هام پشت سر هم میریخت.اصلا توقع نداشتم که جواب دعای من رو به این زودی بدی ...خدایا متشکرم

     

    نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 12:48 توسط ماه پیشونی| |

    موضوع این نیست


    که تو کجای قصه ای!


    موضوع این است،


    که من جایی در  قصه ها ندارم!


    تلخ ترم از هر چه واقعیت است...


    نوشته شده در دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 21:28 توسط ماه پیشونی| |

    دوباره نمی دانم چه بگویم، چه بنویسم و چه فکر کنم....



    همه می گویند که به خاطر ِ سستی ِ ایام ِ بهاری است....



    اما من می دانم که به خاطر رخوت روز های بی یاری است!



    http://morgheeshgh.persiangig.com/vidan-summer-heat.jpg


    + برگرفته از وبلاگ امیر حسین عزیز  www.ahb9171.mihanblog.com


    نوشته شده در یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 17:48 توسط ماه پیشونی| |

    حوصله ام


    سر میرود


    از این فرداهایی که


    هنوز نیامده


    دیروز میشوند!


    + تعطیلات مساویه با بیکاری

    بیکاری هم آدم رو هُل میده سمت فکر و خیال و خاطره

    فکر و خیال هم با خودش خودخوری میاره خودخوری هم دیوونگی به همراه داره

    دیوونگی هم عالمی داره بابا 

    نوشته شده در پنجشنبه 4 فروردین1390ساعت 19:38 توسط ماه پیشونی| |

    صدای پای باد را می شنوم


    همین نزدیکی هاست


    پشت در


    یا


    لابلای درز پنچره


    دستانم را بگیر


    بگذار این بار


    مرا با خود نبرد....


    http://morgheeshgh.persiangig.com/71077_176581275702279_6866424_n.jpg


    نوشته شده در یکشنبه 22 اسفند1389ساعت 21:24 توسط ماه پیشونی| |

    این شب ها


    دلم


    که تنگ میشود


    سراغت را


    حوالی خواب هایم


    میگیرم!


    http://www.up.egyup.com/images/23564650296826624691.png


    + برگرفته از وبلاگ  سیاوش عزیز ... http://gharneshin.blogfa.com/


    نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 20:43 توسط ماه پیشونی| |

    چه خوبه اومدی پیشم ...


    تو هستی!!!  این یه تسکینه 


    چقد آرامشت خوبه 


    چقد حرفات شیرینه


    http://morgheeshgh.persiangig.com/438934.jpg


    +دست هام چقدر بوی تو رو گرفته...

    تحملم کن ! خودم هم بوی تو رو میگیرم !



    نوشته شده در چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 10:48 توسط ماه پیشونی| |

    برای چشم هایم نماز باران بخوان ...


     این بغض لعنتی امانم را بریده ً!!


    نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند1389ساعت 23:53 توسط ماه پیشونی| |

    بس کنید دگر

    بس کنید

    وقتی که

    نه چشم من هوس خواب به سردارد

    و

    نه یکی بود و یکی نبود، پایانی!!

    تا به کی پریشان میکنید این کلاغان دربدر را ؟؟؟


    http://morgheeshgh.persiangig.com/3765060-b.jpg


    نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند1389ساعت 23:11 توسط ماه پیشونی| |

    هر بار که کودکانه


    دست کسی را گرفتم ،


    گم شدم !


    آنقدر که در من


    هَراس از گرفتن دستی هـــست،


    ترس از گم شدن نیست !


    http://morgheeshgh.persiangig.com/2206249-b.jpg


    نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 15:25 توسط ماه پیشونی| |

    مــرسی كـه هستـی و هستی را رنگ میزنــی

    هیچ چیـز از تـو نمیخـواهــم

    فقط بـاش ، فقــط بخــــند

    فقط راه بــــرو...

    نـــــــه !

     راه نــرو

    میتــرسـم پلك بــزنم

    دیگــر نبـاشـی!

    http://morgheeshgh.persiangig.com/abrazados.jpg


    نوشته شده در شنبه 23 بهمن1389ساعت 14:2 توسط ماه پیشونی| |

    گاه مرا کوچک می بینی


    و گاه بزرگ،


    نه کوچکم و نه بزرگ!


    این خودت هستی که دور میشوی و نزدیک...


    http://morgheeshgh.persiangig.com/1%20%288%29.jpg

    نوشته شده در سه شنبه 19 بهمن1389ساعت 19:59 توسط ماه پیشونی| |